تیغه کردن

لغت نامه دهخدا

تیغه کردن. [ غ َ / غ ِ ک َ دَ] ( مص مرکب ) گرفتن با آجر یا خشت برپا، راهی را. برآوردن با آجر یا خشت برپا، دیواری را. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). عمل تیغه در بنائی. برآوردن دیواری باریک با کمترین قطر آجر و جز آن. رجوع به تیغه شود.

فرهنگ فارسی

گرفتن با آجر یا خشت بر پا راهی را بر آوردن با آجر یا خشت بر پا دیواری را

جمله سازی با تیغه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معمولاً زبان را سوراخ می‌کردند و خون را روی آمات (نوعی کاغذ) می‌ریختند و آن را می‌سوزاندند. آنها فکر می‌کردند با سوزاندن خون، آن را به خدایان تقدیم می‌کنند.برای سوراخ کردن از تیغه‌های تیز سنگی، نیش سفره ماهی یا دندان کوسه استفاده می‌کردند. گاهی هم طنابی با خار یا تیغه‌های تیز را از زبان رد می‌کردند.

💡 اینگیجمنت: حالت قفل کردن تیغه حریف با پیوستن تیغه بازیکن برا انجام حمله (اتک) یا حرکت‌های دیگر که با «دیس اینگیج» دفع می‌شود.

💡 مگس اسب بزرگسال از شهد و ترشحات گیاه تغذیه می‌کند. نرها دهان ضعیفی دارند و فقط ماده‌ها حیوانات را گاز می‌گیرند تا پروتئین کافی از خون برای تولید تخمک به‌دست آورند. قسمت‌های دهانی ماده به دو عضوی خزنده‌دار و تنومند با دو جفت تیغه برش تیز و یک قسمت اسفنجی مانند برای خونی کردن خون از زخم تبدیل می‌شود. لاروها شکارچی هستند و در زیستگاه‌های نیمه آبزی رشد می‌کنند.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز