تیز شوق

لغت نامه دهخدا

تیزشوق. [ ش َ / ش ُ ] ( ص مرکب ) گرم در میل و اشتیاق به چیزی. ( ناظم الاطباء ):
تیزشوقان ره کعبه، پی راحت خود
پای از دیده کنند و به مغیلان بخشند.ظهوری ( از آنندراج ).رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

گرم در میل و اشتیاق به چیزی

جمله سازی با تیز شوق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به بال شوق چنان می پراندم خاطر که در هوای ارادت چو مرغ تیز پرم

💡 خود گرچه ز شوق تیز بودیم در وحشت وترس نیز بودیم

پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز