لغت نامه دهخدا
تیزدریافت. [ دَرْ ] ( ص مرکب ) تیزفهم. لَقِن. زودیاب. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تیزدریافت. [ دَرْ ] ( ص مرکب ) تیزفهم. لَقِن. زودیاب. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تیز فهم زود یاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه باد تیز رو آن پیشه در یافت نه آن تک را بوهم اندیشه دریافت