لغت نامه دهخدا
تیره فش. [ رَ / رِ ف َ ] ( ص مرکب ) تیره فام:
آب کز خاک تیره فش گردد
هم به تدبیر خاک خوش گردد.نظامی.رجوع به تیره فام و تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.
تیره فش. [ رَ / رِ ف َ ] ( ص مرکب ) تیره فام:
آب کز خاک تیره فش گردد
هم به تدبیر خاک خوش گردد.نظامی.رجوع به تیره فام و تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.
تیره فام
💡 زرکوبماهیان (نام علمی: Zeidae) نام یک تیره از راسته زرکوبماهیسانان است.
💡 فروغ می چه رنگ انشاکند از چهرهٔ زنگی زگال تیره روز آتش خورد تا لالهگون گردد
💡 تیره شد از رفتنش عالم چو پنهان ساخت روی از زوال کوکبش خورشید عالمتاب علم
💡 ندارد تیره بختی با پریشان خاطران کاری ز جمعیّت، سر زلف پریشان تو اندازد
💡 چون ندارم چشم فیض از تیره روزان جهان گشته میل سرمه، شمع راه بینایی مرا
💡 درد ماهیچه، ضعف، تهوع، افت فشار خون، تورم عضلات، گیجی، ادرار تیره و میوگلوبینوری از علائم این وضعیت هستند.