لغت نامه دهخدا
تپاله زن. [ ت َ ل َ/ ل ِ زَ ] ( نف مرکب ) تپاله بند. که تپاله را سرشد.
تپاله زن. [ ت َ ل َ/ ل ِ زَ ] ( نف مرکب ) تپاله بند. که تپاله را سرشد.
تپاله بند که تپاله را سرشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مصالح ساخت حوض مانند دیگر قسمتهای بنا بود، اما برای نگهداری و آببندی، از مصالح مقاوم و غیرقابل نفوذ مانند قیر طبیعی به عنوان ملات در بین آجرها، خمیر آهک و خاکستر چوب و تپاله گوسفند و خاکستر و از ساروج نیز، به دلیل مقاومت در برابر سرما و خنک نگهداشتن آب، اغلب به عنوان ملات داخلی پوشش حوضها استفاده میشد. امروزه سیمان جای ساروج را گرفته و استفاده از سنگهای پاکتراش، مثل گذشته، برای جدارههای حوضها معمول است. حوضهای پیشساخته و مصنوعی نیز درخور اشارهاند.