تور شدن

مترادف‌ها

پیچ خوردن، تاب خوردن

متضادها

صاف شدن، باز شدن

لغت نامه دهخدا

تور شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) متوحش شدن و پریدن کبوتر یا مرغی دیگر. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ). رجوع به تور شود.

فرهنگ فارسی

متوحش شدن و پریدن کبوتر یا مرغی دیگر.

جمله سازی با تور شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدل گفت پیران که ژرفست کار ز توران شدن پیش آن شهریار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران