توبه کاری

مترادف‌ها

توبه، استغفار

متضادها

گناهکاری، اصرار بر گناه

لغت نامه دهخدا

توبه کاری. [ ت َ / تُو ب َ / ب ِ ] ( حامص مرکب ) پشیمانی و ندامت و عهد و سوگند در پرهیزگاری. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

پشیمان شدن و بازگشت از گناه

جمله سازی با توبه کاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نقلست که گفت: یک بار بیمار شدم و از اوراد زیادتی بازماندم گفتم دریغا تندرستی که ازمن چندان خیرات می‌آمد اکنون همه گسسته شد آوازی شنیدم که ای محمد این چه سخن بود که گفتی کاری که تو کنی نه چنان بود که ما کنیم کارتو جز سهو و غفلت نبود و کار ما جز صدق نبود گفت: از آن سخن ندم خوردم و توبه کردم.

💡 او پس از سال‌ها زندگی پر از خطا و اشتباهات بزرگ، تصمیم گرفت با رفتاری توبه کاری و اصلاح سبک زندگی، مسیر جدیدی را آغاز کند.

💡 پیرمرد سالخورده با نگاهی توبه کاری به گذشته‌های پر از گناه خود می‌نگریست و سعی داشت با کمک دوستان، روح خود را رها کند.

💡 فرد پس از دریافت پیامدهای سنگین اعمال خود، با رویکردی توبه کاری به سمت فعالیت‌های خیریه رفت تا شاید بتواند اشتباهاتش را جبران نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران