لغت نامه دهخدا
تهی رای. [ ت َ / ت ِ / ت ُ ] ( ص مرکب ) عاجز و ناتوان در تدبیر و رای. ( ناظم الاطباء ).
تهی رای. [ ت َ / ت ِ / ت ُ ] ( ص مرکب ) عاجز و ناتوان در تدبیر و رای. ( ناظم الاطباء ).
عاجز و ناتوان در تدبیر و رای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوی رای بردند از آن آگهی که از هندوان گشت گیتی تهی
💡 میانش تهی بار و برگش بجای نهان شد پسش مرد ناپاک رای
💡 بدادندش از هر چه بُد آگهی بماند از هش و رای مغزش تهی
💡 نیارست کس کرد رای نبرد تهی گشت از آن خیل جای نبرد