ته و تو

مترادف‌ها

سیر تا پیاز

لغت نامه دهخدا

ته و تو. [ ت َ هَُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) تَه تو. ژرفای چیزی. عمق موضوعی. جزئیات امری.
- ته وتوی کاری یا امری یا چیزی یا مطلبی را درآوردن؛ به همه جزئیات آن پی بردن. به تمام آن آگاهی یافتن با فحص و کنجکاوی. نیک از جزئیات امری آگاه شدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || باقیمانده کمی از چیزی بسیار. ( یادداشت ایضاً ). رجوع به ته وتو شود.

فرهنگ فارسی

ته تو ژرفای چیزی

جمله سازی با ته و تو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گیتی ز گریه ام ته و بالاست بعد ازین جویند در میانه دریا کناره را

💡 او چندین سال وقت خود را صرف مطالعه و تحقیق کرد تا بالاخره بتواند ته و توی این مسئله پیچیده و دشوار را کاملاً درآورد.

💡 هیچ‌کس در آن جلسه پر سر و صدا نتوانست ته و توی تصمیمات مدیر جدید شرکت را بفهمد، زیرا او بسیار مرموز و سخت‌گیر بود.

💡 پس از بررسی دقیق تمام اسناد و مدارک مالی، حسابدار توانست ته و توی تمام تراکنش‌های مشکوک در حساب‌های شرکت را به خوبی درآورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران