ته و تو

لغت نامه دهخدا

ته و تو. [ ت َ هَُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) تَه تو. ژرفای چیزی. عمق موضوعی. جزئیات امری.
- ته وتوی کاری یا امری یا چیزی یا مطلبی را درآوردن؛ به همه جزئیات آن پی بردن. به تمام آن آگاهی یافتن با فحص و کنجکاوی. نیک از جزئیات امری آگاه شدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || باقیمانده کمی از چیزی بسیار. ( یادداشت ایضاً ). رجوع به ته وتو شود.

فرهنگ فارسی

ته تو ژرفای چیزی

جمله سازی با ته و تو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گیتی ز گریه ام ته و بالاست بعد ازین جویند در میانه دریا کناره را

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز