تنگ بضاعت

لغت نامه دهخدا

تنگ بضاعت. [ ت َ ب ِ ع َ ] ( ص مرکب ) کم مایه. که فقیر و تنگدست باشد. که بضاعتش اندک بود: و با مردم تنگ بضاعت و سفیه معامله نکند. ( منتخب قابوسنامه ص 177 ). رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

کم مایه. که فقیر و تنگدست باشد.

جمله سازی با تنگ بضاعت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون مصریان بضاعت ما تنگ شکر است زیرا که نکته ای ز مقال تو میبریم