تنک فهم
مترادفها
کمفهم، کندذهن، بیفهم
متضادها
تیزفهم، باهوش
لغت نامه دهخدا
تنک فهم. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ ف َ ] ( ص مرکب ) کسی که قوه مدرکه وی سست و ضعیف باشد. ( ناظم الاطباء ):
به صد جانش خریدم کی روا باشد که بفروشم
به تحسین تنک فهمان و احسان لئیمانش.عرفی.|| تنک حوصله. ( آنندراج ). رجوع به تنک ظرف و تنک و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
کسیکه قوه مدر که وی سست و ضعیف باشد. یا تنک حوصله.
جمله سازی با تنک فهم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر فهم کند طوطی شیرین سخنش را بر تنک شکر نیک گزیند دهنش را