تن نمودن

لغت نامه دهخدا

تن نمودن. [ ت َ ن ُ / ن ِ /ن َ دَ ] ( مص مرکب ) مرحوم دهخدا جمله زیر از دولتشاه را با تردید، پرداختن و ادا کردن معنی کرده است: و رجوع به وطن نمود تا باقی املاک پدر را فروخته، در باقی دیوان تن نماید. ( از تذکره دولتشاه، در ترجمه ابن یمین، از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با تن نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این سنگ قبرها به وسیله یک بارکد هوشمند می گردند و اشخاص می‌توانند با اسکن نمودن بارکد به اطلاعاتی مانند عکس، فیلم، زندگی نامه و شجره نامه شخص متوفی را مشاهده نمایند.

💡 عدونی آده مادر ۲ پسر آیدن یانگ و داماریون یانگ می‌باشد. گرچه هرگز ازدواج نکرده بود، ولی آشکار نمود که بعد از منتخب نمودن سختی برای جدایی از پدرشان، به تک والد بودن ادامه خواهد داد.

💡 پی نمودن راه عدم به خلق زمین بلند کرده ز شمع سر مزار انگشت

💡 در مورد تفسير واژه ((تكفير))، عدّه اى از مفّسران آن را به ستر يا پوشاندن، عفو ومغفرت تفسير نموده اند.(599) برخى ديگر آن را به محو يا ازاله نمودن معنا كردهاند(600) و عده اى نيزهر دو را ذكر نموده اند.(601)

💡 ابا نمودن طبع تو از خیال فساد برون ز قالب شیطان کشید نفس شریر

💡 در کنار ناقصان کامل نمودن ناقصی است شعله‌وش خود را گُلِ دامان مشت خس مکن

لئیمی یعنی چه؟
لئیمی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز