لغت نامه دهخدا
تم زدن. [ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) خاموش شدن و ساکت گشتن. ( ناظم الاطباء ).
تم زدن. [ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) خاموش شدن و ساکت گشتن. ( ناظم الاطباء ).
خاموش شدن و ساکت گشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امام فرمود: (آرى؛ ام ايمن درست مى گويد. اما من چيزى اضافه بر كلام او برايتنقل كنم. دخترم ! روزى شما را از دروازه هيمن شهر كوفه به عنوان اسراى خارجى وارد مىنمايند كه شهر در شور و شعف موج مى زند، آن روز مردم، شهر را آذين مى بندند و بادست زدن و هلهله از آمدن شما استقبال كرده و شما را در گردش مى دهند.)
💡 یکی از مرسومترین عملیتهای گروه انصارو در جهت کسب درآمد و ضربه زدن به مخالفان، آدمربایی میباشد. در می ۲۰۱۳ سه نفر از مخالفان توسط این گروه ربوده شدند.
💡 ارسطو، سبب سر زدن اين امور خارق العاده از آن پادشاه را در اين دانسته است كه نفس اودر شرف جدايى از جسم بوده و حتى به جدايى و انفصالى جزيى نيز دست يافته بودهاست. حال، اگر نفس، به طور كامل و حقيقى از بدن جدا شود، چگونه خواهد شد؟! آياتوان نظاره ملكوت اعلا را نخواهد يافت ؟!(273)
💡 ریچارد داوکینز زیستشناس مشهور بریتانیایی در واکنش گفت: «داروین خدا را از زیستشناسی بیرون انداخت اما فیزیک مردّدتر باقیماند. اکنون هاوکینگ زدن تیر خلاص را عهدهدار شدهاست.»
💡 پس از آن، ریش سفیدان با دور زدن مسجد، تشتها را در جای مخصوص خود قرار میدهند، آنگاه تشتها را از آبی که در کوزهها بر دوششان حمل کردهاند، پر میکنند.