لغت نامه دهخدا
تل افغانی. [ ت ُ اَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان رستم است که در بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع است و 350 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
تل افغانی. [ ت ُ اَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان رستم است که در بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع است و 350 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
دهی از دهستان رستم بخش کازرون واقع است و ۳۵٠ تن سکنه دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسی گذشت که در انتظار زخمه وریست چه نغمه ها که نه خون شد به ساز افغانی
💡 جمعیت هلال احمر افغانی نهادی خیریه بشردوست ملی و بینالمللی است تحت اشراف فدراسیون بینالمللی جمعیتهای هلال احمر و صلیب سرخ خدمات بشردوستانه را برای آسیب دیدگان حوادث طبیعی و غیر طبیعی، انجام میدهد.
💡 یاد ایامی که جوش گل دلم را شاد داشت با هزاران بود افغانی که صد فریاد داشت
💡 چاپ و نشر پول از بانک ملی به د افغانستان بانک سپرده شد که د افغانستان بانک توانست تحولات و انکشافات بزرگی را در رابطه به چاپ و نشر پول افغانی به وجود آورد.
💡 غرض چون از جهان رفت او رود از ماتمش هر دم به چرخ از هر دلی فریادی، از هر سینه افغانی
💡 عمده محصولات باغی این شهر سیب-انواع هلو-گیلاس-البالو-زردالو-گلابی-انگور وگردو میباشد. بیشتر افراد افغانی و عراقی در این شهر مشغول به بازرگانی سیب و بقیه میوههای این شهر پر رونق و زیبا و جنگلی هستند.