تفضل کردن

مترادف‌ها

لطف کردن، بخشش کردن، عنایت کردن، مهربانی کردن

متضادها

بی‌لطفی کردن، بی‌محلی کردن، بی‌اعتنایی کردن

لغت نامه دهخدا

تفضل کردن. [ ت َ ف َض ْ ض ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لطف کردن. احسان کردن. نیکویی کردن:
احسان چرا کنی و تفضل بجای آنک
فردا به روز جنگ و جفا برکشی حسام.ناصرخسرو.سبک باش ای نسیم صبحگاهی
تفضل کن بدان فرصت که خواهی.نظامی.رجوع به تفضل شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مهربانی کردن لطف کردن.

جمله سازی با تفضل کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از آنجایی که تفضلی از طریق اصل خون دارای تابعیت ایران است واجدشرایط بازی برای ایران نیز است. تفضلی در بریتانیا به دنیا آمده و شهروند انگلستان است؛ بنابراین او حق انتخاب بازی کردن برای ایران یا انگلستان را دارد.

💡 در کردن این چنین تفضل از تو کرم و ز من توکل

💡 او تصمیم گرفت با تفضل کردن بر همسایگان خود در ایام عید، صمیمیت و پیوند میان اعضای محله را بیش از پیش تقویت و گسترش دهد.

💡 بزرگترین پاداش برای کسی که با تواضع و تفضل کردن به دیگران کمک می‌کند، احساس آرامش درونی و رضایت خاطر از انجام کار خیر است.

💡 در فرهنگ‌های مختلف، تفضل کردن بر زیردستان و یاری رساندن به آن‌ها به عنوان نشانه‌ای از بزرگواری و اصالت شخصیت یک انسان شناخته می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران