لغت نامه دهخدا
تغار سبز. [ ت َ س َ ] ( اِ مرکب ) غضاره. ( بحر الجواهر ). قسمی خزف که عرب آن را غضارة گوید.( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). و رجوع به غضاره شود.
تغار سبز. [ ت َ س َ ] ( اِ مرکب ) غضاره. ( بحر الجواهر ). قسمی خزف که عرب آن را غضارة گوید.( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). و رجوع به غضاره شود.
غضاره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قُروت: یا کشک و بادمجان نیز از غذاهای لذیذ این شهر میباشد که بیشتر دوغ گوسفندی را جوشانده تا غلیظ شود و سپس روی پارچههای نخی تمیز که در گودالی قرار میدهند ریخته و توسط کاردک این خمیر کشک را در اندازههای مورد نیاز برش داده تا خشک شود سپس این قطعات خشک شده کشک را که به ان قروت میگویند در کیسههای مخصوص نگهداری کرده و در ایام سال به مقدار لازم از این قطعات را برداشته و در ظرفهای سفالینه به نام تغار taghar با مقداری اب مخلوط کرده تا خیس خورده و با توجه به اینکه ظرف تغار دارای برجستگیهایی میباشد با دست قطعات را در تغار ساییده تا مقداری از کشک پودر شده و در اب تغار حل گردد و سپس باقیمانده قروت نیمه خشک را که به ان نیم ماله میگویند در کیسههای پارچهای نگهداری میکنند که به ان کیسه خلته kheltah میگویند تا دوباره از ان استفاده نمایند. مایع قروت را معمولاً به همرا پیاز داغ و زرد چوبه و ادویه جات و … مخلوط کرده و مقداری حرارت میدهند تا داغ شود و قبل از آنکه بجوشد آن را از روی شعله برداشته و معمولاً به مقدار لازم از این معجون را در تغار یا ظروف تک نفره ریخته و با توجه به سلیقه اشخاص داخل قروت نان خشک یا نیمه خشک را ریخته که معمولاً به این کار ترید terid کردن نان میگویند؛ و معمولاً به همراه پیاز و فلفل تازه یا خشک و سبزی میل میشود و اغلب در کنار ان از بادمجان که به همراه گوجه و نمک و ادویه و پیاز و … تفت داده شدهاست استفاده میشود که به ان کشک بادمجان گفته میشود و بعضاً افراد مقداری شیرین بیان در قروت میریزند تا طعم و مزه ان متفاوت شده و هضم ان راحتتر شود؛ و بهترین نوع قروت، قروت گوسفندی است که از روستای نردین در ۴۵ کیلومتری غرب شهر درق تهیه میشود.