تعلیم گرفتن
مترادفها
یاد گرفتن، آموزش دیدن، آموختن
متضادها
تعلیم دادن
لغت نامه دهخدا
تعلیم گرفتن. [ ت َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) فراگرفتن. آموختن چیزی از کسی:
همه شیران بیشه بیم گیرند
که مردان از زنان تعلیم گیرند.نظامی.دردمندی از فلک تعلیم می باید گرفت
هر سر مه ناخنی بر سینه می باید زدن.صائب ( ازآنندراج ).خاکساری نقش پا تعلیم میگیرد ز ما
در فن خود گرچه بی قدریم شهرت کرده ایم.کلیم ( ایضاً ).و رجوع به تعلیم و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
فرا گرفتن آموختن چیزی از کسی
جمله سازی با تعلیم گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنابر گفته شاعر چاهورز مختار حقیقت در اواسط شاهنشاهی پهلوی برای تحصیل میبایست تا ۱۲ کیلومتر دورتر در بیرم تحصیل کرد که با در نظر گرفتن نبود ماشین میبایست این مسیر پیاده طی شود که مشکلات خاصی در پی داشت. چاهورزیان در زمان پهلوی علاوه بر مدرسه به مکتبخانه نیز جهت سوادآموزی میرفتند. در ادامه در دوران پهلوی مدرسهای تأسیس شد ولی در ابتدا مردم از تحصیل دختران امتناع کردند ولی کمکمتعدادی از دختران نیز به تحصیل پرداختند. اما پس از انقلاب مردم دختران خود را نیز به مدرسه فرستادند و زنان دخترانی که پیش از این به مدرسه نرفته بودند تحت تعلیم نهضت سواد آموزی قرار گرفتند.