تعطیلات پرماجرا

مترادف‌ها

تعطیلات هیجان‌انگیز، تعطیلات پر حادثه

فرهنگستان زبان و ادب

{adventure holidays/ adventure holiday, adventure travel} [گردشگری و جهانگردی] تعطیلاتی که در طی آن، گردشگر به کارهای مهیج و خطرناک می پردازد

ویکی واژه

تعطیلاتی که در طی آن، گردشگر به کارهای مهیج و خطرناک می‏پردازد.

جمله سازی با تعطیلات پرماجرا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به سه چهره ایو، کریسمس سفید، پسرم جان، گتسبی بزرگ، مخاطرات پائولین، ماه عسل پرماجرا، مسافرخانه تعطیلات، الکی‌خوش، دیکسی، به راه خود می‌روم، بانویی در تاریکی، امواج، زنگ‌های کلیسای مریم مقدس و آسمان‌های آبی اشاره نمود.

💡 خانواده ما در آخرین سفر تابستانی خود، تعطیلات پرماجرا و فراموش‌نشدنی را در میان کوه‌ها و جنگل‌های شمال سپری کردیم که بسیار لذت‌بخش بود

💡 آن سال که برف سنگینی بارید، ما یک تعطیلات پرماجرا داشتیم که در آن ساعت‌ها در خانه گرفتار شدیم و با هم مشغول بازی شدیم

💡 سفر به مناطق جنگلی و ناهموار باعث شد تا ما یک تعطیلات پرماجرا را تجربه کنیم که هم هیجان‌انگیز بود و هم کمی ترسناک

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران