لغت نامه دهخدا
تعجب داشتن. [ ت َ ع َج ْ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تعجب کردن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعجب کردن شود.
تعجب داشتن. [ ت َ ع َج ْ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تعجب کردن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعجب کردن شود.
تعجب کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلطان محمود با اينكه بارها اياز را امتحان كرده بود، باز نيمه شبى دستور داد چند نفرچراغ بيفروزند و داخل آن خانه شوند تا از اسرار نهفته اطلاع پيدا كنند، وقتى كه واردشدند، در آنجا جز پوستينى بسيار كهنه و مندرس با چارقى نيافتند. هر چه بيشترجستجو نمودند كمتر يافتند، با تعجب جريان را به عرض سلطان محمود رسانيدند.دستور داد اياز را حاضر نمايند، وقتى اياز آمد از او سر نگه داشتن پوستينى به آنفرسودگى و چارقى از آن كهنه تر را پرسيد؟!
💡 لورا برای درسش و داشتن لپ تاپ با جو مجدداً قرار میگذارد و جو پس از بستن لورا با دیلدو به او تجاوز میکند. لورا که به شدت ناراحت و تحقیر شدهاست؛ با برداشتن لپ تاپ هتل را ترک میکند؛ اما جو پاکت حاوی پول را هم به او میدهد و از او دلجویی میکند. لورا بالاخره با بنیامین قرار میگذارد و با او همبستر میشود ولی به او به اجازه عشق بازی و رابطه را نمیدهد. بنیامین که تعجب کردهاست؛ حدس میزند که او مورد تجاوز و آسیب قرار گرفتهاست. لورا که نمیخواهد بنیامین آسیب ببیند، داستانش و نیاز او به درآمد را برای بنیامین بازگو میکند؛ و نظر او را در انتخاب یک روسپی برای زندگی و رابطه عاشقانه میپرسد. بنیامین که خود را حسود نمیداند، او را برای ادامه روابطش آزاد می گذراد و با او میخوابد.