تسطیح کردن

مترادف‌ها

صاف کردن، هموار کردن

متضادها

برجسته کردن، گرد کردن

لغت نامه دهخدا

تسطیح کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برابر کردن. ( ناظم الاطباء ). هموار کردن. یکسان کردن. صاف و مسطح کردن زمین و جز آن. و رجوع به تسطیح و تسطح در همین لغت نامه شود. || علم تسطیح کره. دانستن چگونگی نقل کره است به سطح با حفظ خطها و دائره ها که بر آن رسم شده است و چگونگی نقل این دائره ها از دائره بخط. ( از کشف الظنون ). رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود. از جمله کتابها که در این علم نوشته شده کتاب تسطیح الکرة منسوب به بطلمیوس است.

فرهنگ فارسی

هموار کردن ( زمین و غیره ) پهن کردن.

جمله سازی با تسطیح کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هر چند نیروی باد یک منبع انرژی سالم و غیر آلاینده محیط زیست به‌شمار می‌رود، اما احداث یک مزرعه بادی می‌تواند لطمه شدیدی به محیط زیست وارد کند. برای عملیات پی‌ریزی و استقرار برجک‌های پایه توربین‌های بادی باید گودال‌هایی به عمق ۵۰ متر حفر شود. اگر منطقه مورد نظر پوشیده از تخته سنگ‌های عظیم باشد، در آن صورت برای تسطیح زمین و متلاشی کردن سنگ‌ها از دینامیت هم استفاده می‌شود.

💡 مهندسان عمران برای آماده‌سازی زمین جهت ساخت جاده‌های بزرگ، از ماشین‌آلات سنگین جهت تسطیح کردن سطح خاک و زمین استفاده می‌کنند.

💡 در فرآیند تولید کاغذ، مرحله تسطیح کردن سطح لایه‌های اولیه برای رسیدن به بافتی صاف و یکدست بسیار اهمیت حیاتی دارد.

💡 برای اجرای دقیق نقشه‌های ساختمانی، ابتدا باید با دقت بسیار زیاد نسبت به تسطیح کردن زمین‌های ناهموار در محل پروژه اقدام کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران