تخت پل

لغت نامه دهخدا

تخت پل.[ ت َ پ ُ ] ( اِخ ) دهی از بخش میان کنگی در شهرستان زابل است که در شش هزارگزی باختر ده دوست محمد و دوهزارگزی راه مالرو تخت شاه به ده دوست محمد قرار دارد. جلگه ای گرم و معتدل است و 112تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه هیرمند و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ عمید

روشی از کاشت خربزه، هندوانه، و مانند آن که تخم را در زمین هموار می کارند و بعد اطراف آن را خاک می دهند.

فرهنگ فارسی

دهی از بخش میان کنگی در شهرستان زابل است که در شش هزار گزی باختر ده دوست محمد و دو هزار کزی راه مالرو تخت شاه به ده دوست محمد قرار دارد جلگه گرم و معتدل است و ۱۱۲ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه هیرمند و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد.

جمله سازی با تخت پل

💡 آورده شدن تخت بلقيس به وسيله كسى كه (عنده علم من الكتاب )

💡 شاهی که بود درویش سلطان دلست ار نه بر تخت همی‌ماند بر صورت ایوان‌ها

💡 به موضعی که تو بر تخت ملک بنشینی ستاره آنجا معزول گردد از احکام

💡 گیا رست با چند گونه درخت به زیر اندر آمد سرانشان ز تخت

💡 برای فیلم‌های تخت نیز انواعی از تانک‌های مخزنی و چرخان وجود دارند.

💡 این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بوده است در مرتفع‌ترین قسمت صفهٔ تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد.

ژرف یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
شبستان یعنی چه؟
شبستان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز