لغت نامه دهخدا
( تخت آزمای ) تخت آزمای. [ ت َ زْ/ زِ ] ( نف مرکب ) مرحوم وحید دستگردی در هفت پیکر ص 96 این ترکیب را بمعنی پادشاه گرفته است:
پیر تخت آزمای تاج پرست
تاج بنهاد و زیر تخت نشست.نظامی.
( تخت آزمای ) تخت آزمای. [ ت َ زْ/ زِ ] ( نف مرکب ) مرحوم وحید دستگردی در هفت پیکر ص 96 این ترکیب را بمعنی پادشاه گرفته است:
پیر تخت آزمای تاج پرست
تاج بنهاد و زیر تخت نشست.نظامی.
( تخت آزمای ) مرحوم وحید دستگردی در هفت پیکر صفحه ۹۶ این ترکیب را بمعنی پادشاه گرفته است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیر تخت آزمای تاجپرست تاج بنهاد و زیر تخت نشست