لغت نامه دهخدا
تخ کردن. [ ت ِ ک َ دَ] ( مص مرکب ) در زبان کودکان، بیرون کردن چیزی را که در دهان دارد: تخ کن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تخ کردن. [ ت ِ ک َ دَ] ( مص مرکب ) در زبان کودکان، بیرون کردن چیزی را که در دهان دارد: تخ کن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
( مصدر ) ( بزبان کودکان ) از دهان بیرون انداختن.
💡 برخی از افراد با تنگی شدید مجرای ادرار بهطور کامل قادر به ادرار کردن نیستند. این مشکل به عنوان احتباس حاد ادرار شناخته میشود و یک مشکل جدی اورژانس پزشکی است زیرا با عدم رسیدگی به موقع ممکن است هیدرونفروز و نارسایی کلیه رخ دهد.
💡 او تا روز ۱۸ فوریه با بیرون کردن نیروهای آمریکایی، بر گذرگاه القصرین مسلط شد.