لغت نامه دهخدا
تب متبادله. [ ت َ ب ِ م ُت َ دِ ل َ / ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حمی متبادله. آن است که یک تب به آخر رسیده تب دیگر ظاهر شود. ( بحر الجواهر ). رجوع به تب و دیگر ترکیب های آن شود.
تب متبادله. [ ت َ ب ِ م ُت َ دِ ل َ / ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حمی متبادله. آن است که یک تب به آخر رسیده تب دیگر ظاهر شود. ( بحر الجواهر ). رجوع به تب و دیگر ترکیب های آن شود.
حمی متبادله آنستکه یک تب باخر رسیده تب دیگر ظاهر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 M، گشتاور متبادله بین چرخ و سیال است. با تقسیم انتگرال سطحِ بالا بر روی دوسطح ورودی چرخ توربوماشین (١) و خروجی چرخ توربوماشین (٢)، خواهیم داشت:
💡 تألیف فریدون احمد پاشا معروف به فریدون بیگ است. او مهردار سلطان مراد، پسر سلطان سلیم دوم است. این اثر در ۹۸۲ ه.ق تألیف شده و شامل ۱۸۸۰ سند تاریخی است که مجموعهای از نامههای دولتی را دربر میگیرد. این نامهها به وسیله سلاطین عثمانی و حکمرانان معاصر آنان، پسران، وزیران و حکام ایالتی نوشته شدهاست. منشآت السلاطین حاوی نامههای متبادله میان شاهان صفوی و سلاطین عثمانی نیز هست. این اثر در ۱۲۶۴ ه.ق در استانبول به چاپ رسید و در ۱۲۷۴ ه.ق در همانجا تجدید چاپ شد که البته چاپ آن سنگی است.