لغت نامه دهخدا
تب خمس. [ ت َ ب ِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حمی خمس: و بترین تب ها که با این تب [سل ] آمیخته گردد تب خمس است، پس ربع، پس شطرالغب، پس نایبه. ( ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به حمّی خمس و تب و ترکیبهای آن شود.
تب خمس. [ ت َ ب ِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حمی خمس: و بترین تب ها که با این تب [سل ] آمیخته گردد تب خمس است، پس ربع، پس شطرالغب، پس نایبه. ( ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به حمّی خمس و تب و ترکیبهای آن شود.
حمی خمس: و بترین تب ها که با این تب آمیخته گردد تب خمس است پس ربع پس شطر الغب پس نایبه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنگاه ابن ابى الحديد در مساءله خمس سخن ابن جوزى را مى آورد كه گفته است: خمس ازمسائل اجتهادى است (169).
💡 من ادرك التكبيرة الاولى اربعين يوما فى خمس صلوات كتب له براءة من النار و برائةمن النفاق؛
💡 اين نظر اصحاب راءى، چون ابوحنيفه و پيروان اوست كه مى گويند: خمس به سهقسمت مى شود: يتيمان و مسكينان و ابن سبيل، و سهم پيغمبر و ذوالقرباى او با مرگ آنحضرت ساقط مى شود.
💡 از جمله در حديثى مى خوانيم: ان مفاتيح الغيب خمس لا يعلمهن الا الله و قراء هذه الاية:كليدهاى غيب پنج است كه هيچكس جز خدا نميداند سپس آيه فوق را تلاوت فرمود.
💡 سادات تمام بنى هاشم كه منتسب به حضرت هاشم جد نبى اكرم صلى الله عليه و آله وسلم باشند و آن اولاد عبدالمطلب از بنى عبدالله و ابى طالب و بنى العباس و حارث وابى لهب اجماع است كه همه شان استحقاق خمس دارند و اخبار هم مويد اى مطلب است.
💡 پنجم: مال مخلوط به حرام، اگر انسان بداند كه در ميانمال او حق ديگران هست ولى نه صاحب آن را بشناسد و نه اندازه آن را، در اين صورت بادادن خمس بقيه براى او پاك و حلال است.