تاریخ گذاشتن

مترادف‌ها

تاریخ‌گذاری کردن، زمان‌بندی کردن

لغت نامه دهخدا

تاریخ گذاشتن. [ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) زمان نامه یا قرارداد یا اتفاقی را بر اساس مبداء تاریخی معین ذکر کردن.

فرهنگ فارسی

زمان نامه یا قرارداد یا اتفاقی را بر اساس مبدا تاریخی معین ذکر کردن.

جمله سازی با تاریخ گذاشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بنابر قانون اساسی نروژ انتخابات باید هر چهار سال یک بار برگزار شود. پارلمان پیش از پایان این تاریخ منحل نخواهد شد. این مسئله که در نوع خود کم‌نظیر است باعث می‌شود که امکان برگزاری انتخابات زودهنگام بدون زیر پا گذاشتن اصول مربوط به انتخابات در قانون اساسی غیرممکن شود.

💡 هنگام نگارش نامه‌های رسمی و اسناد اداری، بسیار مهم است که حتماً تاریخ گذاشتن را فراموش نکنید تا اعتبار قانونی سند حفظ شود.

💡 او برای اینکه نشان دهد این نسخه از کتاب قدیمی است، تصمیم گرفت با دقت و ظرافت خاصی، یک تاریخ فرضی برای آن انتخاب کند.

💡 در فرآیند مستندسازی وقایع تاریخی، تاریخ گذاشتن بر روی عکس‌ها و یادداشت‌ها از اهمیت بسیار بالایی جهت جلوگیری از سردرگمی برخوردار است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران