لغت نامه دهخدا
بیهوده دارو. [ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) داروی بیهوشی. ( آنندراج ).
بیهوده دارو. [ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) داروی بیهوشی. ( آنندراج ).
بمعنی داروی بیهوشی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا دردی است که از داروی راحت بیش میگردد فلک بیهوده بر گرد دکان خویش میگردد
💡 بهر چه سر عشق را با بیبصر گوید کسی بیهوده کس دارو چرا در دیده کور افکند