لغت نامه دهخدا
بیش قیمت. [ م َ ] ( ص مرکب ) بیش بها. پرقیمت. گرانبها. ( ناظم الاطباء ). مقابل ارزان قیمت.
بیش قیمت. [ م َ ] ( ص مرکب ) بیش بها. پرقیمت. گرانبها. ( ناظم الاطباء ). مقابل ارزان قیمت.
بیش بها. پر قیمت. گرانبها. مقابل ارزان قیمت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این خودرو سیاه رنگ، ساده و از نظر قیمت، مناسب بود. یک سال بعد که بیش از ۱۰۰ هزار دستگاه از این مدل تولید شد، قیمت خودرو از ۸۲۵ به ۳۶۰ دلار کاهش یافت. بهبود چشمگیر در کارایی تولید، بهویژه نصب و بهکارگیری نخستین نوار نقاله خط مونتاژ، در سال ۱۹۱۳ در شرکت دلیل اصلی این امر بود.
💡 قیمت اورانیوم ازسال ۲۰۰۱ افزایش یافتهاست، بنابراین غنی سازی پسماندهای حاوی بیش از۰٫۳۵٪ اورانیوم-۲۳۵ برای غنی سازی مجدد در نظر گرفته شدهاست، که سبب رسیدن قیمت اورانیوم هگزافلوراید تضعیف شده، از ۵ دلار در سال ۲۰۰۱ به بالای ۱۳۰ دلار بر هر کیلوگرم در ژوئیه ۲۰۰۷ شدهاست.