بیرون امدگی

لغت نامه دهخدا

( بیرون آمدگی ) بیرون آمدگی. [ م َدَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت بیرون آمده. برآمدگی؛ حدبه. تحدب. برجستگی. پیش آمدگی. شکم دادگی. || افراز. || گردش بخارج. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( بیرون آمدگی ) حالت بیرون آمده ٠ بر آمدگی حدبه ٠ یا افراز ٠ یا گردش بخارج ٠

جمله سازی با بیرون امدگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دشت ساحلی دشتی که در کنار ساحل دریا قرار می‌گیرد و تا نزدیکترین خشکی مرتفع گسترش می‌یابد دشت ساحلی ممکن است از طریق نهشت مواد سخت به وسیله رودخانه‌ها از طریق برهنه سازی به وسیله دریا یا به وسیله بیرون آمدگی قسمتی از فلات قاره که ناشی از پایین رفتن نسبی سطح دریاست تشکیل شود.

💡 سیستم تریودتیک (Triodetic) در سال ۱۹۵۳ توسط شرکت کانادایی توسعه داده شد. این سیستم در اصل از قطعات آلومینیوم ساخته شده‌است و در سال ۱۹۶۶ اعضای فولادی نیز شامل شد. اجزا آن از اتصالات شکاف، اعضای لوله، نگهدارنده واشر و پیچ و مهره تشکیل یافته‌است. اتصال با شکاف‌های شبکه به عنوان یک بیرون آمدگی آلومینیومی تولید شده‌است.

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز