بیداد کار

لغت نامه دهخدا

بیدادکار. ( ص مرکب ) بیدادگر. ظالم. ( یادداشت مؤلف ): و این مردمانند که طبع ددگان دارند و درشت صورتند و کم موی و بیدادکار. ( حدود العالم ).

فرهنگ فارسی

بیداد گر ٠ ظالم ٠

جمله سازی با بیداد کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داشتم روزی دلی بر من بسی بیداد ازو رفت و جز خون جگر کاری دگر نگشاد ازو

💡 به عقیدهٔ هرمز فرهت گوشهٔ بیداد احتمالاً جزو گوشه‌های جدیدتر در ردیف موسیقی ایرانی است. گوشهٔ بیداد در تمام اجراهای دستگاه همایون، حتی اجراهای کوتاه‌تر، همیشه اجرا می‌شود و معمولاً در اواسط اجرای دستگاه به کار گرفته می‌شود. این گوشه دارای شخصیتی «عاشقانه» توصیف شده‌است.

💡 با کشته شدن ناصرالدین شاه و روی کار آمدن مظفرالدین شاه، فساد و ظلم و بیداد افزون گردید و به دلیل بیماری و ضعف وی همه کارهای دربار بدست عین الدوله اداره می‌شد و وی قاطعانه و با خشونت با آزادیخواهان و مشروطه طلبان برخورد می‌کرد.

💡 گفتی از بیداد روزی در فغان آرم ترا هان مکن کاری که از افغان بجان آرم ترا

💡 برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد است ببین به جای که بنشسته‏ای چه بیداد است

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز