بی هول و تکان

لغت نامه دهخدا

بی هول و تکان. [ هََ / هُو ل ُ ت َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) بی ترس و از جای بدر رفتن. بی بیم و از جای بشدن. رجوع به هول و نیز رجوع به تکان شود.

فرهنگ فارسی

بی ترس و از جای بدر رفتن بی بیم و از جای بشدن.

جمله سازی با بی هول و تکان

💡 چه سان عرض نیاز آورد تا شد رفع آن عقده پس آنگه بندگی کردن بصد هول و هراسانی

💡 از هول و هیبت تو بداندیش ملک و دین با جان ممتحن زید و با دل فگار

💡 دلِ ضعیف من اوّل چو واله ای مدهوش ز هول و هیبت آن امتحان ز جای بجست

💡 دومين توصيف اينكه: در آن روز از شدت هول و ترس دلها به گلوگاه مى رسد! (اذالقلوب لدى الحناجر).

💡 (ولى عـذاب خـدا شـديـد اسـت ) كه اين چنين هول و وحشت به دلها افكنده و انسانها را ازخود بى خود ساخته است (و لكن عذاب الله شديد).

💡 13 - و در هنگام نماز از خودت جزع و هول و ترس از خدا ظاهر كن و با اين حالات مخصوص، نشان بده كه تو راغب الى الله هستى و به خدا عشق مى ورزى.

خنیاگر یعنی چه؟
خنیاگر یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز