لغت نامه دهخدا
بی ملاک. [ م ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + ملاک عربی ) در تداول فارسی زبانان، بدون مأخذ. بدون مدرک و دلیل. نه از روی قاعده و اساس. رجوع به ملاک شود.
بی ملاک. [ م ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + ملاک عربی ) در تداول فارسی زبانان، بدون مأخذ. بدون مدرک و دلیل. نه از روی قاعده و اساس. رجوع به ملاک شود.
در تداول فارسی زبانان بدون ماخذ. بدون مدرک و دلیل. نه از روی قاعده و اساس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اصطلاح نواندیشی، در برابر سنت گرایی به کار میرود. در سنت گرایی دینی، هر آنچه از طریق آداب و رسوم و فرهنگ گذشته دینداران به نسل جدید دینداران رسیدهاست، اصل دین و ملاک قرار داده میشود. اما نواندیشی دینی، همه آن باورها و رسوم را بازبینی میکند تا برداشتهای غیر عقلانی را از آن بزداید و دین را به زبان روز و با استنباطها و استدلالهای تازه دریابد و معرفی کند.
💡 وَ أُمْلِی لَهُمْ الاملاء الامهال، اخذ من الملوین، و هما اللّیل و النّهار، و یقال: ملاک اللَّه ای عمّرک اللَّه. قال الشاعر:
💡 نتیجه این که حقیقت هستی موجود و عدم بر آن محال است و این حقیقت وجود مشروط به هیچ شرطی نیست، چون که هستی است، موجود است و هیچ علت و ملاکی نمیخواهد. خدا که مصداق تمام هستی و عین وجود است، موجود است و هیچ دلیل و علتی بر وجودش نمیخواهد؛ بنابراین احتیاج به علت یا عللی نیست و دور و تسلسل لازم نمیآید. یعنی حقیقت هستی در ذات خود مساوی است با ذات خدا.
💡 قرآنیان معمولاً خود را تنها «مسلمان» مینامند و از انتساب خود به سنی و شیعه، اجتناب میکنند؛ هرچند گروهی از آنها از احادیث، استفاده میکنند؛ ولی ملاک عقاید و اعمال دینی خود را با قرآن، تطبیق میدهند.
💡 در ملاک عاشق بیچاره چشم و زلف تو این یکی بیصبری و آن بیقراری میکند