لغت نامه دهخدا
بی رادع و مانع. [ دِ ع ُ ن ِ ] ( ترکیب عطفی ) سرخود و لگام گسیخته. که پیش گیرنده و بازدارنده ندارد. و رجوع به رادع و مانع شود.
بی رادع و مانع. [ دِ ع ُ ن ِ ] ( ترکیب عطفی ) سرخود و لگام گسیخته. که پیش گیرنده و بازدارنده ندارد. و رجوع به رادع و مانع شود.
سر خود و لگام گسیخته ٠ که پیش گیرنده و باز دارند. ندارد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوب، بنابر اين در مواردى كه انسان از كشتن حق غير لذت مى برد و هيچ رادع و مانعىنيست كه او را از اين لذت هاى نامشروع باز بدارد و هيچ قانونى نيست كه او را در برابراين تجاوزها مجازات كند و حتى كسى نيست كه او را سرزنش نموده و مورد عتاب قرار دهدديگر چه مانعى مى تواند او را از ارتكاب اينگونه خطاها و ظلمها (هر قدر هم كه بزرگباشد) جلوگيرى نمايد؟.
💡 اگر ما جاى خلفاى بنى اميه و بنى عباس - كه خلافت را از اهلش غصب نمودند -بوديم و توانايى داشتيم رادع و مانعى از نابودى دشمنان خود نداشتيم و شرايط وقدرت و امكاناتى كه براى آن ها فراهم بود، براى ما هم فراهم مى شد؛ آيا مانند آن هاعمل نمى كرديم ؟!الآن چه مى كنيم ؟ آيا حق كشى نمى كنيم ؟!
💡 پس حاصل جمله (انى اراكم...) اين شد كه شما در اين ميان دو رادع و جلوگير داريد كهبايد شما را از معصيت خدا رادع شوند و جلوگير باشند، يكى اينكه شما در خير هستيديعنى غرق در نعمتهاى خداييد و احتياجى به كم فروشى و خوردنمال مردم به باطل و از راه نامشروع نداريد، ديگر اينكه در وراء و پشت مخالفت امر خدا،روزى است محيط و همه جاگير كه بايد از عذاب آن ترسيد.