بی دیسیپلین
مترادفها
بیانضباط، بینظم
متضادها
با انضباط، منظم
لغت نامه دهخدا
بی دیسیپلین. ( ص مرکب ) ( از: بی + دیسیپلین، کلمه فرانسوی ) بی انضباط. بی نظم. و رجوع به دیسیپلین شود.
فرهنگ فارسی
بی انضباط ٠ بی نظم ٠
جمله سازی با بی دیسیپلین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در فصل بعد، مربی مطرح اتریشی، مکس مرکل که به خاطر نظم و دیسیپلین تاکتیکی و متدهای مخصوص تمرینیاش شناخته شده بود، به عنوان سرمربی باشگاه برگزیده شد.
💡 مادران سرزمین پدری ما، فرانسه، دشوارترین و دلپذیرترین وظیفهٔ را شما بر عهده دارید. شما حتی بیش از دولت مسئولیت پرورش را بر عهده دارید. شما به تنهایی میدانید که چگونه الهام بخش جوانان در گرایش به کار، دیسیپلین، فروتنی، احترام که به یک مردم شخصیت میدهد و ملت ما را قوی میسازد باشید.
💡 رفتار بی دیسیپلین در محیطهای کاری میتواند باعث کاهش بهرهوری تیم شود و در نهایت منجر به بروز تداخلات و درگیریهای غیرضروری میان همکاران گردد.
💡 بسیاری از ورزشکاران با وجود استعداد بسیار بالا، به دلیل داشتن شخصیت بی دیسیپلین و عدم تمرین منظم، هرگز نتوانستند به سطح حرفهای برسند.
💡 مدیریت صحیح یک پروژه بزرگ مستلزم داشتن نظم و برنامه است و هرگونه رویکرد بی دیسیپلین میتواند کل برنامه زمانبندی را با شکست مواجه کند.