بی تاو

لغت نامه دهخدا

بی تاو. ( ص مرکب ) بی تاب. رجوع به تاو و تاب شود.

فرهنگ فارسی

بی تاب

جمله سازی با بی تاو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صائب بهار رفت، چه از کار رفته ای ؟ تاوان عیش رفته ز فصل بهار گیر

💡 گر حال تو شد جمع چه تاوان به پریشان ورچشم تو شد مست چه تقصیر به هشیار

💡 نیاط یا تاو کژدم یک ستاره است که در صورت فلکی کژدم قرار دارد.

💡 این چه زیشان برده اند آسان دهد هیچ تاوان نیست اگر تاوان دهد

💡 چونکه بختم برساند به شب وصل ای دل با من خسته نگویی که مرا تاوان چیست

💡 ز بار انده هجران ضعیف قد تو را دو تاو لرزان چون شاخ بارور دارد

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز