لغت نامه دهخدا
( بی از آن ) بی از آن. [ اَ ] ( حرف اضافه مرکب ) بدون. بی آنکه:
بی از آن کاید ازو هیچ خطا از کم و بیش
سیزده سال کشید او ستم دهر ذمیم.
ابوحنیفه اسکافی ( سبک شناسی ج 1 ص 391 ).
رجوع به بی ز شود.
( بی از آن ) بی از آن. [ اَ ] ( حرف اضافه مرکب ) بدون. بی آنکه:
بی از آن کاید ازو هیچ خطا از کم و بیش
سیزده سال کشید او ستم دهر ذمیم.
ابوحنیفه اسکافی ( سبک شناسی ج 1 ص 391 ).
رجوع به بی ز شود.
( بی از آن ) بدون. بی آنکه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایام برو خواند که ای جان گرامی بی از تو مبادام حیات اندک و بسیار