بهم امیخته

مترادف‌ها

مخلوط شده، در هم آمیخته، ترکیب شده

متضادها

جدا شده، متمایز

لغت نامه دهخدا

( بهم آمیخته ) بهم آمیخته. [ ب ِهََ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مخلوط. درهم شده. ( فرهنگ فارسی معین ). درهم و مخلوط و مختلط. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( بهم آمیخته ) ( اسم ) مخلوط در هم شده.

جمله سازی با بهم امیخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نم آب و کف خاکی بهم آمیخته است هر چه آید ز تو کاری‌ست عجب باید کرد

💡 از بسی بهم آمیخته ما را دل و دلدار دل را نتوان گفت که دلدار کدامست

💡 رندان وزاهدان بهم آمیخته زوجد بی پا و سر تمام زیکدر درآمدیم

💡 لطف و قهر ایزدی در آب و خاک آب و آتش را بهم آمیخته

💡 طبیعت ای بهم آمیخته اجزا و ارکانی هویدا گشته از ماهیت اضداد امکانی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران