بنیاد کندن

بنیاد کندن

«بنیاد کندن» یک ترکیب فعلی در زبان فارسی است که به معنای ریشه‌کن کردن کامل، نابود ساختن از اصل و از بین بردن چیزی به‌گونه‌ای است که اثری از آن باقی نماند. این عبارت معمولاً زمانی به کار می‌رود که شدت عمل یا عمق تخریب بسیار زیاد باشد و هدف، حذف کامل یک پدیده، عادت، ساختار یا حتی یک مشکل از پایه و اساس آن باشد. «بنیاد» به معنای پایه، ریشه و اصل هر چیز است و «کندن» به معنای از جا درآوردن؛ بنابراین در کنار هم مفهوم از میان برداشتن چیزی از ریشه را منتقل می‌کنند. این ترکیب هم در معنای حقیقی، مانند ویران کردن یک بنا از پی، و هم در معنای مجازی، مانند نابودی یک تفکر نادرست یا رفتار زیان‌بار، کاربرد دارد. در متون ادبی و گفتار رسمی، «بنیاد کندن» اغلب برای تأکید بر شدت اقدام و غیرقابل بازگشت بودن نتیجه به کار می‌رود و بار معنایی قوی دارد. استفاده از این عبارت نشان می‌دهد که اصلاح سطحی یا موقت مدنظر نیست، بلکه هدف، حذف کامل و اساسی یک مشکل یا وضعیت نامطلوب است. از نظر احساسی، «بنیاد کندن» می‌تواند حس قاطعیت، جدیت و گاه خشونت در تصمیم یا عمل را به ذهن مخاطب منتقل کند.

لغت نامه دهخدا

بنیاد کندن. [ ب ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) هدم و خراب کردن. ( آنندراج ). خراب کردن. منهدم ساختن. ( فرهنگ فارسی معین ):
بنماید که جفای فلک از دامن دل
دست کوته نکند تا نکند بنیادم.سعدی.زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم.حافظ.به اشکی توان کند بنیاد غفلت
که یک قطره سیل است خواب گران را.صائب.- بنیاد برکندن؛ خراب کردن. منهدم ساختن. ( فرهنگ فارسی معین ):
گر بیخودی مجال دهد اضطراب را
بنیاد برکند دل و جان خراب را.محمدقلی میلی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) خراب کردن منهدم ساختن.

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز