لغت نامه دهخدا
بم بویان. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ریگان، بخش فهرج شهرستان بم. سکنه آن 322 تن. آب آن از قنات و محصول آن خرما و غلات و حنا است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
بم بویان. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ریگان، بخش فهرج شهرستان بم. سکنه آن 322 تن. آب آن از قنات و محصول آن خرما و غلات و حنا است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده از دهستان ریگان بخش فهرج شهرستان بم. آب از قنات. محصول خرما و غلات و حنا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به ضحّاک جادوش برداد دست مر او را ابر کوه بویان ببست
💡 بویان، روستایی است از توابع بخش گهواره و در شهرستان دالاهو استان کرمانشاه ایران.
💡 ۲. بویان نایدنوف در بازیهای لیگ قهرمانان آسیا پیراهن شماره ۱۰ را بر تن میکرد.
💡 جمهوری اِستاری بویان (به روسی: Старобуянская республика، تلفظ: اِستاروبویانسکایا رسپوبلیکا) نام یک جنبش جداییطلب کوتاهمدت در استان سامارای روسیه در خلال انقلاب ۱۹۰۵ روسیه بود.
💡 منطقه طالقان از پوشش گیاهی متنوعی برخوردار است که بسیاری از آنها گیاهان دارویی هستند. کرکبود و کوههای آن نیز یکی از مناطق غنی طالقان هستند. شماری از نامهای محلی گیاهان : آلهو، اسب سم، الرگ، بز تیغ، بویان، پاله، تلخه، جارو، جارو سفید، چرند، دابه،دوجال، زربه، زوروه (آویشن)، سگ تیغ، سیرک، شیرین بیان، شیر توئن، قیاق، کُما[7]، کنگر، کوشیل، گُرز، مندوس، وراون، یونجه دیمی و...