لغت نامه دهخدا
هشتگان. [ هََ ] ( ص نسبی ) هشتم. منسوب به هشت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به هشتگانه شود.
هشتگان. [ هََ ] ( ص نسبی ) هشتم. منسوب به هشت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به هشتگانه شود.
(صفت ) منسوب به هشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داور اقلیم پنجم هشتم انجم کزوست هفت کشور چون بهشت هشتگان آراسته
💡 با اکتاواریوم گروه تصمیم به ساخت یک آلبوم کلاسیک از نوع دریم تیتر گرفت. در این آلبوم برای اولین بار از ارکستر در آثار گروه استفاده شده و ساختار آلبوم بر اساس مفهوم هشتگان بنا نهاده شدهاست. واژه اکتاواریوم نیز معنی «هشتگون» را میدهد.