لغت نامه دهخدا
بعدم باز دادن. [ ب ِ ع َدَ دَ ] ( مص مرکب ) نیست و نابود کردن. ( آنندراج ). نیست کردن. ( از شرفنامه منیری ) ( از مؤید الفضلاء ).
بعدم باز دادن. [ ب ِ ع َدَ دَ ] ( مص مرکب ) نیست و نابود کردن. ( آنندراج ). نیست کردن. ( از شرفنامه منیری ) ( از مؤید الفضلاء ).
نیست و نابود کردن ٠ نیست کردن ٠
💡 چون سخن در نظر از لفظ تو اندام گرفت بعدم باز رود خصم تو اندام اندام
💡 پیر طریقت گفت: الاغیار فی وجوده فقد و الرّسوم و الاطلال عند شهود حقه محو. وجودی که حدودش بعدم باز شود، آن وجود مجاز گویند نه وجود حقیقت.