فرهنگ معین
( ~. اَ تَ ) [ فا - ع. ] (مص م. ) ۱ - اسباب فروختنی را در مکانی پهن کردن. ۲ - فرش انداختن.
( ~. اَ تَ ) [ فا - ع. ] (مص م. ) ۱ - اسباب فروختنی را در مکانی پهن کردن. ۲ - فرش انداختن.
( مصدر ) ۱-اسباب فروختنی را در مکانی پهن کردن. ۲- فرش انداختن.
اسباب فروختنی را در مکانی پهن کردن.
فرش انداختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انداختن بساط اقامت به زیر چرخ در راه سیل پای به دامن شکستن است
💡 ترك لذت براى لذت بزرگ تر مى كنيم. وجهه نظر و قلبهآمال ما، راه انداختن بساط شهوات است. نماز كه معراج قرب الهى است، ما بجا مى آوريمبراى قرب به زن هاى بهشت. ربطى به تقرب حق ندارد. مربوط به اطاعت امر نيست.با رضاى خدا هزاران فرسنگ دور است.