بریشم گر

لغت نامه دهخدا

بریشم گر. [ ب َ ش َ گ َ ] ( ص مرکب ) ابریشم گر. ابریشم ساز. ( ناظم الاطباء ):
گرچه یکی کرم بریشم گر است
باز یکی کرم بریشم خور است.نظامی.

فرهنگ فارسی

ابریشم گر ابریشم ساز.

جمله سازی با بریشم گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گوشم از حلقۀ بریشم چنگ با نوا کن چو بندگان بر می

💡 می تند از کرم پیله تار بریشم گلبن و آب آورد ز خار و ز خارا

💡 چون بریشم خاک را برمی‌تنند خاک در چشم ممیز می‌زنند

💡 او مست بود و دست بریشم دراز کرد برکند تاه تاه پراکند تار تار

💡 اخلاط مفرّح دل ار می سازی یاقوت می و بریشم چنگ بیار

💡 چون برگ خورد پیله شود برگ بریشم ما پیله عشقیم که بی‌برگ جهانیم

ارسن لوپن یعنی چه؟
ارسن لوپن یعنی چه؟
کاربراتور یعنی چه؟
کاربراتور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز