لغت نامه دهخدا
برگ عطر. [ ب َ گ ِ ع ِ / ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) انیسون بری، که گیاهی است. ( از فرهنگ فارسی معین ). گل عطر. عطر. عطری. رجوع به انیسون شود.
برگ عطر. [ ب َ گ ِ ع ِ / ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) انیسون بری، که گیاهی است. ( از فرهنگ فارسی معین ). گل عطر. عطر. عطری. رجوع به انیسون شود.
( اسم ) عطری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يك عدد پيراهن، يك رو بنده، يك حله سياه خيبرى، يك تختخواب بافته شده از برگ وليف خرما، دو عدد تشك كه يكى از پشم گوسفند و ديگرى از ليف خرما پر شده بود،چهار بالش، يك پرده پشمى، يك تخته حصير، يك دستاس، يك طشت مسى، مشكى ازپوست، كاسه اى چوبى، يك آفتابه، دو كوزه سفالى، يك سفره چرمى، يك چادربافت كوفه، يك مشك آب، مقدارى عطر.