برپای داشتن

لغت نامه دهخدا

برپای داشتن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) برپای خاستن. بنیاد کردن: جز وی این خاندان بزرگ را که همیشه برپای باد برپای نتواند داشت. ( تاریخ بیهقی ). رجوع به برپا داشتن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- ثابت کردن برقرار ساختن. ۲- نصب کردن ایستاده کردن. ۳- اقامه کردن ( نماز )انجام دادن. ۴- منعقد کردن ( مجلس جشن و شادمانی ).

جمله سازی با برپای داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نخستین اعلان برپایی خدمات هوایی نظامی یکپارچه در سال ۱۹۲۸ هنگامی که یک سرگرد ارتش به نام لیزیاس رودریگز مقاله‌ای با عنوان «نیاز فوری: وزارت هوایی» را منتشر کرد انجام شد. دو سال بعد نظامیان فرانسه که برای ارتش برزیل کار می‌کردند مأموریت یافتند گام‌های نخست را برای سازماندهی یک بازوی هوایی ملی بپردازند. هنگامی که گروهی از هوانوردان برزیلی در سال ۱۹۳۴ از ایتالیا بازگشتند و مزایای داشتن هوانوردی نظامی یکپارچه را برشمردند ایدهٔ برپایی چنین نیرویی بیشتر مورد پشتیبانی قرار گرفت. علاوه بر آن انقلاب اسپانیا و نخستین تحرکات جنگ جهانی دوم در پایان دههٔ سی میلادی اهمیت توان هوایی برای استرتژی‌های نظامی را بیشتر نشان داد.

💡 همچنین در گذشته منطقهٔ تفریحی بسیار بزرگ و منحصر به فردی با نام چهارباغ در این منطقه وجود داشت. این منطقه با طراحی ویژه و با داشتن درختان بسیار کهن و همچنین گل و میوه، تفرجگاه دولتمردان پیشین و محلی برای برپایی جشن‌های محلی، عیدها و غیره بود. این محل در مدت زمان جنگ به تدریج توسط نیروهای غفار پهلوان و مردم محلی ریشه‌کن و سوزانده شد.

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز