لغت نامه دهخدا
برنج بن. [ ب ِ رِ ب ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کوهسارات بخش مینودشت شهرستان گرگان. سکنه آن 310تن است. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات، ارزن، لبنیات و ابریشم است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 3 ).
برنج بن. [ ب ِ رِ ب ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کوهسارات بخش مینودشت شهرستان گرگان. سکنه آن 310تن است. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات، ارزن، لبنیات و ابریشم است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 3 ).
دهی است از دهستان کوهسارات بخش مینو دشت شهرستان گرگان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محصولات عمدهٔ چابکسر برنج، چای، مرکبات، کیوی و ترهبار میباشد.
💡 غلام خاص برنج است در جهان حبشی چو ره به خواجه توان برد هم ز لالا پرس
💡 پس از نان گندم سیب زمینی و برنج دومین مواد مصرفی این ملت میباشد.
💡 جانم ز عیش هر دو جهان گشت بی خبر روزی که صحن قلیه برنجی دو چار کرد
💡 نوع رواج یافته این غذا با عدس یا برنج درست میشود. انواع دیگر عبارتند از:
💡 کشیده صف نخود آب و برنج و نان عسل منم شجاع و نترسم ازین چهار غنیم