لغت نامه دهخدا
بر و فرود. [ ب َ رُ ف ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) فراز و نشیب و بلند و پست و بلندی و پستی. ( از برهان ). اوج و حضیض. پست و بلند:
چون بوددرست کار و بارت
بندیش بر و فرود کارت.نظامی.
بر و فرود. [ ب َ رُ ف ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) فراز و نشیب و بلند و پست و بلندی و پستی. ( از برهان ). اوج و حضیض. پست و بلند:
چون بوددرست کار و بارت
بندیش بر و فرود کارت.نظامی.
( اسم ) فراز و نشیب بلند و پست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود خنده کبک چندان بکوه که بازی نیاورده بر وی شکوه
💡 زشت و زیبا هرچه بینی دست رد بر وی منه عیب صنعت هرکه گوید غیبت صنعتگر است
💡 چو جزویّات شد بر وی مرتّب به کلّیّات ره برد از مرکّب
💡 مگر بر زبانش حقی رفته بود ز گردنکشی بر وی آشفته بود