بر شاع

لغت نامه دهخدا

برشاع. [ ب ِ ] ( ع ص، اِ )برشع. مرد گول دفزک بدنما و بدخو. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بی دل. ( مهذب الاسماء ). و رجوع به برشع شود.

فرهنگ فارسی

برشع مرد گول.

جمله سازی با بر شاع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ور بگویی با یکی دو الوداع کل سر جاوز الاثنین شاع

💡 آن فلان روزت خریدم آن متاع کل سر جاوز الاثنین شاع