لغت نامه دهخدا
( بد آموختن ) بد آموختن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) بد و زشت تعلیم دادن:
بپروردشان از ره بدخویی
بیاموختشان کژّی و جادویی...
ندانست خود جز بد آموختن
جز از کشتن و غارت و سوختن.فردوسی.
( بد آموختن ) بد آموختن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) بد و زشت تعلیم دادن:
بپروردشان از ره بدخویی
بیاموختشان کژّی و جادویی...
ندانست خود جز بد آموختن
جز از کشتن و غارت و سوختن.فردوسی.
( بد آموختن ) بد و زشت تعلیم دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو تو سازگیری بد آموختن سپاهت کند غارت و سوختن
💡 ندانست خود جز بد آموختن جز از کشتن و غارت و سوختن