لغت نامه دهخدا
بداسلوب. [ ب َ اُ ] ( ص مرکب ) بدترکیب. بدرفتار. ( ناظم الاطباء ). بدوضع. بدکردار. ( از آنندراج ).
بداسلوب. [ ب َ اُ ] ( ص مرکب ) بدترکیب. بدرفتار. ( ناظم الاطباء ). بدوضع. بدکردار. ( از آنندراج ).
بد ترکیب بد رفتار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اين آيه در افاده مضمونش بهترين اسلوب و لطيف ترين و زيباترين معنا را براى دعا دارد.
💡 ((الفصول المهمه )) حقايق علمى روشنى است كه مرحوم شرف الدين؛ استاد بزرگ علم وبلاغت، با اسلوب ادبى والا و نورانى خود، به منظور گردآورى مسلمانان در زير پرچماتحاد و وحدت كلمه، بر ملا ساخته است.
💡 مرحوم علامه طباطبايى در ذيل آيه شريفه اذا ساءلك عنى عبادى مى فرمايد: اينآيه شريفه موضوع دعا را با بهترين مضمون و شيواترين اسلوب مطرح كرده است ونكات دقيقى در آن به كار رفته كه از اهميت فوق العاده استجابت دعا حكايت مى كند.
💡 بعضی از اصل خوبتر و بعضی فروتر و بعضی برابر و وی را معانی خاصه بسیار است و بسیاری از معانی استادان را بتخصیص کمال اسماعیل، در اشعار خود ایراد کرده، و چون آن صورت خوبتر و اسلوب مرغوبتر واقع شده محل طعن و ملامت نیست.
💡 ابوالحسن غفاری (که بعداً لقب صنیع الملک را گرفت) حتی پیش از سفر به ایتالیا مهارت خود را در شبیهسازی با استفاده از اسلوب پرداز نشان داده بود.